خرید بک لینک
آدمها ثابت کردن اگه یه نفر زیادی بهشون احترام بذاره

اونوقت اونا از این احترام ناامیدش میکنن

باید یاد بگیرم هرچقدر از آدمها بخاطر مهربونی خودم خوشم اومد

اما بهشون محبت نکنم

باید یاد بگیرم مثه خودشون باشم

باید یاد بگیرم

باید یاد بگیرم که دلم پروانه, نباشه

دل من باید یاد بگیره خرچنگ باشه ،

پ ن : دل خرچنگی به دلی هست که نامهربان و حسود هست

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 10:23

وقتی, همه تنهام, گذاشتن,

خداوند دستهای مرا در دست گرفت

و مدتی

هر دو ساکت ماندیم ...

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

آه بلاگفا, او ؟؟؟؟؟

آه بلاگفا, من اشتباه کردم

آه بلاگفا, کمکم کن

حالم خوب نیس ،

آه بلاگفا, مرا دریاب

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

آه بلاگفا باورم نمی شود

این رفتارها باورم نمی شود

آه بلاگفا حقیقت دارد

آه بلاگفا

آآااه

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

خدایا, وقتیکه من با همه احساسم

و با همه قلبم, و وجودم

آدمها,یی که تو آفریدی رو دوس دارم

ولی اونا ، نسبت به من بی تفاوت و بی توجه هستن

مراقب, قلبم, باش ،

گاهی از توجه و احساس و محبت خودم نسبت به آدمها, دلگیر میشم

شاید اگه ما به یه دیوار عشق بورزیم

اون دیوار جوونه های گل و گیاه روش سبز بشه

ولی وقتی به آدمها, عشق می ورزیم خشک میشن و مثله دیوار

رفتار می کنن

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

سلام, جاتروفا, ، من خیلی تنها شدم من باید قوی باشم خیلی قوی من باید یاد بگیرم که جز خدا به هیچکس امید نبندم ، خدایا کمکم کن که جز تو امیدم به هیچکس نباشه

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

یه حس غمناک ، اون حسی هست که اونیکه با تموم وجودت دوسش داشتی ، یه چیز دیگه از آب در میاد

اونوقته که تو جز زانوهات هیشکیو نداری

سرت رو میذاری روی زانوهات و دستتم میذاری

رو سرت و قلبتو که هر لحظه فشرده میشه از درد ، میسپاری به خدا

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

جاتروفا, ، من ،

من !

از پایان نامه خودم دفاع کردم،

من در تاریخ دهم آبانماه ۱۳۹۷ از پایان نامه خودم دفاع کردم ،

جاتروفا, یادته چقدر اذیتم کردن ؟

چقدر عذابم دادن

همه، همه اذیتم کردن

اما بالاخره خداوند به دادم رسید و نجاتم داد

جاتروفا,ی مهربونم ، من خیلی, خوشحالم از این بابت ،

برام دعا کن جاتروفا, که خبرهای خوب دیگه ای تو زندگیم

بیاد و به تو اطلاع بدم تا خوشحال بشی

فعلابای،

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

مانی, همه چیز زندگیشو به من ترجیح داد ، قسط های وامشو به من ترجیح داد، خرج خواهرش و بچه های خواهرشو هم به من ترجیح داد، وقتی مانی, ساعتها ، سر کلاس درس میده به دانشجوها ، و خسته میشه تنها قلبی که برای خ

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

آهای, کائنات, ، امشب بزرگترین آرزوم این هست که برای نماز صبح بیدار بشم ،

لطفا کمکم کن که در اون ساعت اذان

همراه با همه بنده های خوب خدا ، بلند شم از خواب و بگم جز خدای یگانه خدایی نیست و من گواهی میدهم که محمد بنده و رسول اوست و از خداوند سپاسگزاری کنم

آهای, کائنات, خیلی امشب دیر خوابیدم

یادت باشه بیدارم کنی بیدارم کنی من قول دادم نماز بخونم قول دادم به خودم و به خدای خودم شب بخیر

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

سلام, خدای مهربون من از خبر استخدامی اون خانوم خیلی خوشحال شدم ولی در عوضش اون پشت سرم رفته به همه گفته ، که من آدم بی عرضه ای ام و تو دنیا هیچ غلطی نتونسته ام انجام بدهم من اونو مثل خواهرم میدونستم

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:08

صفحه بندی